تقدم بُعد توحیدی و اعتقادی الگوی عدالت و پیشرفت

زبان: 
زبان اصلی: 
انتشارات: 
تعداد صفحات: 
84
سال: 
1394
شابک: 
3- 33 - 7611
نظر: 
میانگین: 5 (1 رای)
شماره: 
35

بر اساس آموزه‌های قرآنی یکی از اهداف بنیادین رسالت پیامبران الهی تحقق عدالت بوده است همه‏ى اديان الهى، با هدف تحقق اين اصل، از سوى خداى متعال به وسيله‏ى انبياى الهى نازل شدند. دين مبين اسلام هم به عنوان خاتم اديان، تحقق عدالت را سرلوحه‌ی اهداف خود قرار داده است. انقلاب اسلامی ایران هم ، همواره تحقق این آرمان سترگ الهی و بشری را در دستور کار خود داشته است و به ویژه در خلال سی و پنج سال گذشته، همه گفتمان‌های این انقلاب دینی به این آرمان بلند توجه ویژه‌ای مبذول داشته‌اند و در حد توان و مقدورات خویش سعی در تحقق آن داشته‌اند. بدیهی است طرح الگوی ایرانی عدالت و پیشرفت نیز در این راستا صورت پذیرفته است. بیشتر مکاتب و نظام‌های سیاسی اعم از غربی و شرقی به موضوع عدالت و پیشرفت توجه داشته‌اند؛ به عنوان نمونه نظام‌های لیبرالیستی تحقق این دو هدف را با تعدیل قدرت و نظام‌های مارکسیستی با تعدیل ثروت دنبال نموده‌اند. در همین راستا در اندیشه سیاسی جديد غرب، مفهوم عدالت و به ويژه بُعد اجتماعى آن، در قالب‏هاى انسانى‏ و غيرروحانى بيان شده و به صورت مفهومى متغيّر، نسبى، زمينى و نه در چارچوب‏ شرايع ‏آسمانى، بيان گشته است. اما وجه تمایز الگوی عدالت و پیشرفت اسلامی، برخورداری از زیربنا و جهت‌گیری توحیدی و تقدم این بُعد بر سایر ابعاد است و برخلاف انديشه غرب، در انديشه‏هاى اسلامى، عدالت و كليه ابعاد آن، سرچشمه‏ الهى داشته و در چارچوب شريعت تعريف مى‏گردد. شایان ذکر است که آسیب‌پذیری و انحطاط در جوامع فعلی، بیشتر از ناحیه فرهنگی است تا تمدنی و تکنیکی. به همین دلیل احیای فرهنگی و اعتلای جوانب معنوی، واجد نقش بی‌بدیل و راهبردی در اعتلا و پیشرفت نظام اسلامی است و می‌توان تحقق توحید و سپس عدالت را در اصلاح انحرافات اعتقادی و رفتاری، از مهم‌ترین مؤلفه‌های فرهنگی و راهبردهای دولت‌های مُمهّد ظهور و دولت مهدوی به شمار آورد.
در نوشتار حاضر تلاش شده است با توجه به آنکه دهه چهارم انقلاب که موصوف به دهه عدالت و پیشرفت شده است، به تبیین این دو مفهوم پرداخته شود و تعاملات دو مفهوم مذکور با توحید و حیات توحیدی و طیبه بررسی گردد و اثبات شود که در عملی نمودن الگوی ایرانی اسلامی عدالت و پیشرفت ،تحقق بُعد توحیدی، واجد تقدم و اولویت است.
این نوشتار این مدعا را بر اساس مستندات و آموزه‌های اسلامی روایی سنجی نموده است که بنا به آموزه‌های قرانی ؛ پیشرفت و اعتلای واقعی و مبنایی در توحید و یکتاپرستی است و هر گونه ارتقا و رشدی در زندگی دنیایی و حیات اخروی، محصول و نتیجه اعتقاد به وحدانیت الهی و برخورداری از حیات طیبه مؤمنانه و توحیدی است. از سوی دیگر توحید و ایمان به وحدانیت الهی عالی‌ترین مصداق عدالت می‌باشد و شرک و کفرورزی به خدای متعال به عنوان بزرگ‌ترین ستمکاری دانسته شده است و مبنای هر گونه پسرفت و حرکت قهقرایی انسان‌ها و جوامع انسانی به حساب می‌آید. به تبع آن، می‌توان این عاقبت را برای هر گونه ستم ورزی متصور شد. در حقیقت ظلم اصلی نشناختن حق عبودیت الهی است و عدل اصلی بجای آوردن عبادت خدا و عدم شرک به او است و می‌توان این‌گونه نتیجه گرفت که هر گونه رشد، و پیشرفت و تعالی مادی و معنوی در گرو توحید و عبودیت خالص الهی است و توحیدخواهی هم در گرو عدالت‌خواهی و نفی ستم و شرک است و آیات الهی، بهترین شاهد بر این مدعا است. پس به ‌وضوح می‌توان نتیجه گرفت که اصلی‌ترین و مبنایی‌ترین شاخصه جامعه پیشرفته و متعالی اسلامی، برقراری عدالت و محو ستم و ستمکاری در بستری توحیدی است و این مفروض، بیانگر تعامل توحیدی عدالت و پیشرفت می‌باشد.
در حقیقت خداوند متعال، برخوردار از عالی‌ترین میزان تعالی، والا مرتبه‌ای، علو، پیشرفت، تکامل و نورانیت است و به همین دلیل باید مقصد هر گونه حرکت تکاملی و تعالی جویانه باشد. بر همین مبنا است که کارکرد عدالت در ابعاد نظری و عملی اندیشه اسلامی، علوی و مهدوی، بیش از آنکه اقتصادی باشد توحیدی و اعتقادی و فرهنگی است، یعنی اجرای عدالت همۀ اعوجاجات، انحرافات، ناموزونی‌ها و نبود اعتدال‌ها را اصلاح می‌کند. بدین ترتیب، می‌توان استنتاج نمود که کارکرد عدالت در اندیشه و نظام اسلامی و دول علوی و مهدوی، پیش از آنکه اقتصادی و معیشتی باشد، اعتقادی، عقلانی و تربیتی است و در وهله اول و در مبنا و اساساٌ توحیدی و اعتقادی است، یعنی اجرای عدالت کلیۀ اعوجاجات، انحرافات، ناموزونی‌ها و نبود اعتدال‌ها را در حوزه انحرافات غیرتوحیدی و اعتقادی اصلاح می‌کند و بر مبنای این اصلاح و تعدیل اعتقادی و ایمانی، تعدیل اقتصادی، اجتماعی سیاسی صورت می‌گیرد و در حقیقت هرگونه اجرای عدالت در ابعاد فرعی یاد شده، الزاماٌ به صورت پسینی و متعاقب تحقق عدالت در عرصه توحیدی و مبتنی بر آن باید باشد و این همان تحقق مطلق و مّوسّع عدالت بوده و ضامن تعالی و پیشرفت واقعی که همان حیات طیبه هست خواهد بود و می‌توان اذعان نمود که وجه تمایز اصلی الگوی عدالت و پیشرفت اسلامی با نمونه‌های غربی و غیر اسلامی آن، زیرساخت و جهت‌گیری الهی و تقدم بُعد توحیدی آن است.

فایل پیش نمایش: