بازخوانی عقلانیت معطوف به پیشرفت مهندسی کلام دینی در تحقق یک متاپارادایم

زبان: 
زبان اصلی: 
انتشارات: 
محل انتشار: 
تعداد صفحات: 
58
سال: 
1393
شابک: 
6- 16 - 7611
نظر: 
هنوز نظری ثبت نشده
شماره: 
25

جهان‌بینی‌های هادی الگوهای پیشرفت دینی، لاجرم از پیش‌فرض‌ها (paradigms) و آکسیوم‌های (Axioms) دینی ارتزاق می‌کنند. این پیش‌فرض‌ها به طور معمول از جنس باور‌های آدمیان است. در حوزه دین‌داری، به ویژه دین‌داری در معرض امر مدیریت اجتماعی و سیاسی، این باورها، ساختار کلی کلام و الهیات دینی را شکل می‌دهند. بنابراین به نظر می‌رسد باید سرخطِ ورود به تبیین الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت را در این بخش جستجو کرد تا بتوان تحولی عمیق و ماندگار را رقم زد. توسعه و پیشرفت در دنیای امروز بسیار متأثر از عقل بشری است. واقعیت این است که دنیای مدرن با پشت کردن به وحی و شهود شکل گرفته است؛ در عین حال در قرآن کریم کمتر واژه‌ای به اندازه عقل و علم تکرار شده است. این دو واژه در تعابیر قرآنی با حفظ هویت جهان‌شناختی، همه مراتب علم و عقل را فرا می‌گیرند و به عقل و علم ابزاری و تجربی محدود و مقید نمی‌شوند. اکنون توجه به این پرسش لازم است که آیا چنین تصویری که دین از عقل ساخته است، در محتوای الگوی اسلامی ما جاری هست؟ از این رو برای تحقق الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت، ما نیازمند آنیم که نگاه خویش را در مبانی اندیشگی بازخوانی کنیم تا بتوانیم دنیای نوینی را در تحقق این پیشرفت شکل دهیم که محور آن امر مبرم «تحول» است، در این صورت برای تحقق چنین پیشرفتی از پیش‌فرض‌ها باید آغازید. باب منحصر به فرد ورود به امر مبارک نظریه‌پردازی در حوزه پیشرفت، همین تغییر نگاه معرفت‌شناسانه است؛ یعنی توجه عمیق به فلسفه‌های درجه دومی که پیش‌فرض‌ها را می‌کاود. درد مزمن اکنون ما این است که به الزامات این باب ورودی به میزان کافی «خودآگاه» نشده‌ایم و طرح و برنامه‌ای جدی برای آن نداریم و هنوز هیچ نهادی در قالب عزمی ملی متکفل این امر عظیم و حیاتی نشده است. به نظر می‌رسد در ساختار سیاسی، فرهنگی و اقتصادی ما هنوز اراده واقعی و حقیقی معطوف به پیشرفت کشور شکل نگرفته است چرا که هنوز عقلانیت معطوف به این پیشرفت بر کرسی ننشسته است. ما دچار بحران بی‌فلسفگی در حوزه فلسفه پیشرفت هستیم، به ویژه هنگامی که باید به الگوی اسلامی- ایرانی آن بیاندیشیم! الگویی که متکی بر فلسفه تأسیسی اسلامی- ایرانی علم باشد.
به علاوه، مهم‌ترین بازسازي در يك جامعة ديني بايد در كلام ديني صورت پذيرد و احياي فكر ديني در عميق‌ترين معنايش در حوزه كلام طرح و محقق ‌شود. كلام ديني از پیش‌فرض‌های بيرون ديني متأثر مي‌شود. حال اگر بخواهيم در یک جامعة دینی احيايي به وجود بياوريم، تنها راهش اين است كه دین‌داری خود را تصحيح كنيم و به سرچشمه‌هاي ناب آن بازگرديم؛ همان كه در ادبيات انقلاب به آن اسلام ناب محمدي(ص) اطلاق مي‌گردد. بدون اصلاح ديني، به اصلاح سياسي و اجتماعي نيز موفق نمي‌شويم، از اين رو، باید بر كلام ديني توجه زيادی مصروف داشت. در چنین الگویی برای پیشرفت، برای تحقق علم دینی معطوف به پیشرفت و درك صحیح آن، هم باید به تصحیح نگاه ما به دین و هم به اصلاح نگاه ما به علم توجه و عزم جدی داشت. واقع‌گرایی انتقادی (critical realism)، یعنی درک ظرفیت ذهن برای مرتبط ساختن ما به جهان واقعی - به نحوی همواره موقتی و رو به جلو و کمال- در این میان می‌تواند مورد توجه باشد. این نظریه مدعی است شناخت ما، چه علمی و چه دینی، ممکن است به طرف یک جهان واقعی، خواه کیهان خواه خدا، متوجه باشد؛ اما به گونه‌ای دقیق، به علت اینکه خدا و کیهان همواره بزرگ‌تر از آن‌اند که ذهن انسانی بر آنها احاطه پیدا کند، افکار ما، چه در علم و چه در دین، همواره در معرض تصحیح‌اند. با این پیش‌فرض، یک روش کلامی می‌پذیرد که شعارها، اندیشه‌ها و تفسیرهای دینی ما همواره نیاز به تصحیح دارند. در الهیات شیعی، آنچه در چند سده گذشته در الهیات صدرایی و مطالعات کلامی رویداد و ظهور اندیشمندانی چون علامه طباطبایی (ره) و امام خمینی (ره)، آن را در زمینه‌های نظری و عملی تسهیل کرد، حاصل چنین حادثه مبارکی است. این فرایند امروزه با عنوان «احیای فکر دینی» در ادبیات ما شناخته می‌شود. در نهايت، براي تحقق تمدن اسلامي در عصر حاضر، حداقل كاري كه مي‌توان كرد، يكي تحول پيش‌فرض‌هاي كلامي نسبت به مؤلفه‌هاي تمدن‌ساز، ديگري بازشناسي و احياي فكر ديني در هويتي زنده و زندگي‌ساز، طراحي نظام جامع و شناور تعليم و تربيت به مثابه بستر فلاح انسان و جامعه و در نهايت مبنا قرار گرفتن دانش، عقلانيت فرهنگي و حنيفيت است. چنين تمدني نه در طي يك فرايند قسري كه بر پایه بستر نرمي كه از پيش سامان يافته است، امكان تحقق مي‌يابد. در این رهگذر ما به یک متاپارادایم و یا یک پارادایم و پیش‌فرض فراتر از پارادایم‌های موجود نیازمندیم که اکنون وجود ندارد و باید آفریده شود.
کلید واژگان: پیشرفت، کلام دینی، واقع‌گرایی انتقادی، عقلانیت فرهنگی، متاپارادایم

فایل منتشر شده: