بنیادهای‌ عدالت‌ فضیلت‌مند‌ و الگوی‌ ایرانی‌ اسلامی‌ عدالت

زبان: 
انتشارات: 
تعداد صفحات: 
104
سال: 
1397
شابک: 
978-600-8865-
نظر: 
میانگین: 3.5 (2 رای)
قیمت: 0 ریال
شماره: 
97

بر کسی پوشیده نیست کلیدواژه عدالت یکی از کهن‌ترین و در عین حال مهم‌ترین اهداف مذاهب، مکاتب فکری و نظام‌های سیاسی از گذشته تا به امروز بوده است. به گونه‌ای که می‌توان گفت از ابتدای اندیشه‌ورزی در باب امر سیاسی تاکنون، دو مفهوم عدالت و برابری با یکدیگر سخت عجین بوده‌اند. نقطه عزیمت اندیشه سیاسی با بحث مستوفای عدالت از سوی افلاتون و در چند دهه اخیر با جان راولز موید این امر است. عدالت در معنای قسط، دادگستری، مساوات و انصاف، واجد پرسش‌های متنوع و کثیری است که درباره عمل و رفتار و شیوه زیست درست‌مان چه در سطح فردی و چه جمعی یا سیاسی قضاوت می‌کند و هم چنین درستی اعمال افراد خصوصی و مقامات و کارگزاران عمومی و همسو با آن درباره حقوق و تکالیف و تعهدات فرد و ماهیت سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی نظام‌های امروزی مقیاس درستی عرضه می‌کند. به همین دلیل باید در نظر داشت که بحث عدالت تنها در ساحت نظرورزی نمی‌گنجد بلکه اساسا معطوف به عمل است و به این اعتبار، موضوع اصلی آن تصمیم‌گیری برای یافتن معیارها و ملاک‌هایی است که بر طبق آن اعمال آدمیان در سطوح مختلف و حوزه‌های گوناگون در رابطه با یکدیگر مورد داوری قرار می‌گیرد.
آنچه که در این پژوهش قصد بررسی آن داریم تلاشی است جامع از یک سو برای نشان دادن این مهم که نگرش‌های قدیمی و رایج از عدالت روی هم رفته نارسا هستند و همسو با آن ارائه الگویی از عدالت فضیلت مند که همسو و مقوم مبادی تاریخی و فرهنگی زیست جهان ایرانی اسلامی باشد. به ویژه در زمانه‌ای که مناسبات جهانی و ترتیبات اقتصادی- سیاسی موجود موجب رنج و ناخوشنودی انسان‌ها در اینجا و آنجا شده است. بر این اساس هدف پژوهش حاضر نه فقط اشاره و آشکار کردن نابسندگی کمال عدالت در تئوری‌های تاکنون ارائه شده است بل ایجاد فرصت و امکانی نو از تبیین اخلاقی- معرفتی عدالت در پیوستار منطق سه‌گانه زیست جهان ایرانی اسلامی است که به تجربه در این یک سده مشاهده شده در نظریه‌پردازی‌ها و همینطور شکل حکمرانی سیاسی مورد توجه جدی قرار نگرفته است. در تاریخ نظریه‌ها می‌خوانیم که عدالت در اصل ویژگی نفس فردی است که در جامعه انعکاس می‌یابد. فضیلت فکر، تعقل است؛ فضیلت اراده شجاعت است؛ و فضیلت شهوت، میانه‌روی است. با این طرح‌واره سه‌گانه در حوزه عدالت فردی، آنچه ما از عدالت فضیلت‌مندانه مراد داریم همانا سه بعد یا پایه زیست جهان ایرانی اسلامی است که وامدار میراث سنتی حکمرانی عادلانه ایران پیش از اسلام، حکمرانی عادلانه تجربه شده در دوران حکمرانی امام علی (ع) و مالا مبانی عدالت مدرن که با تحول و دگرگونی ناشی از انقلاب اسلامی مورد توجه قرار گرفته است. به عبارت دیگر، اگر ادعا کنیم وقوع انقلاب اسلامی هم به پرسش گرفتن ماهیت حکمرانی گذشته بود و هم ارائه آگاهی نوآئین از معنای استقلال و عدالت خواهی سخنی به گزاف نگفته‌ایم. اما این تنها وجه نخست آشکارگی حقیقت است وجه دوم و قابل اثبات عملی ساختن آرمان‌ها و گفتمان مورد نظر است که نقصان در آن یا تعلل در اجرای صحیح آن می‌تواند اسباب نارضایتی و ناکامی بیش از پیش نظام سیاسی را فراهم آورد.
نیک می‌دانیم عدالت در اندیشه و امر حکمرانی، تاریخ کهن و در دوره اسلامی ایران دارای جایگاه رفیع و پر ارزشی بوده است. این سخن شیوای امام علی (ع) که ملک و حکومت با کفر برجای می‌ماند اما ظلم آن را بر می اندازد، ناظر به جایگاه محوری عدالت در روابط میان آدمیان در اجتماع اسلامی و ملی ماست. با این ملاحظه پیش گفته سوال اصلی پژوهش حاضر از این قرار است که مولفه‌های تعیین کننده عدالت در قالب زیست جهان ایرانی اسلامی و هنجارهای امروزی عدالت چیست؟ و چه مختصاتی دارد؟ نویسنده در پاسخ به پرسش مطروحه با استفاده از روش شناسی هنجاری انتقادی و بهره‌گیری از مبانی نظریه زیست جهان، یک الگوی تلفیقی سه بعدی از عدالت را ترسیم کرده است که در آن یک رابطه معنادار و قابل تکیه میان انگاره‌های مربوط به عدالت در سه وجه حکمرانی عدالت محور وجود دارد. به منظور تبیین اهمیت این فرضیه و امکان اثبات آن از بنیادهای سه‌گانه عدالت ایرانی اسلامی بهره گرفته‌ایم که عبارتند از: بنیاد حکمرانی ایرانشهری که موید عدالت خویشکارانه است. دوم بنیاد حکمرانی شیعی که موید عدالت دادگرانه است و سرانجام بنیاد حکمرانی مدرن که وامدار و حامی عدالت خدمتگزارانه است. هر کدام از این سه وجه مورد اشاره با رویکرد تاریخی و متکی بر شواهد بررسی و ضرورت حضور آنها در یک ساخت سه وجهی از عدالت که فضیلت‌مندانه عنوان می‌شود، تشریح شده است.
اهمیت این وجه از عدالت‌خواهی یا عدالت‌گستری هم این است که الگوی یادشده به اقتضای زیست جهان بومی و با لحاظ قرار دادن هنجارها و ارزش‌هایی شکل می‌گیرد که هم زمان بر ارتباط و بهره‌گیری از مفاهیم سنتی که راقم این سطور آن را «اتصال مبتنی بر سنت» می‌نامد و هم شرایط امروزین عدالت منصفانه تاکید و توجه کرده است. پژوهش حاضر جدای از طرح پرسش از آنچه مختصات عدالت فضیلت‌مند می‌نامد، برخی پرسش‌های ضروری در جهت اثبات فرضیه خویش را نیز مطرح و در حد مقدورات به آن پاسخ داده است: بهره‌گیری از مبادی نظریه هنجاری و زیست جهان چگونه می‌تواند در خدمت ایضاح منطق بنیادهای سه‌گانه عدالت فضیلت‌مند باشد؟ از سوی دیگر این بنیادهای مورد نظر از چه شرایط تاریخی و فرهنگی سرچشمه می‌گیرد؟ بر طبق این مبادی ارزشی که گاه مبادی متافیزیکی پیدا می‌کند، اصول و موازین عدالت سیاسی چه ترتیباتی پیدا می‌کند؟

فایل پیش نمایش: